معرفی و بیان تفاوت ها و شباهت های دو سبک مستند سازی «سینما – حقیقت» و «سینمای مستقیم»

معرفی و بیان تفاوت ها و شباهت های دو سبک مستند سازی «سینما – حقیقت» و «سینمای مستقیم»

نخستین شیوه فیلمسازی مستند که بر نظریه ای با اصول مشخص استوار شده، «سینما - حقیقت» است. از این شیوه پر دوام در تاریخ سینمای مستند می توان به عنوان یکی از پر طرفدار ترین شیوه ها نام برد.

زیگاورتوف (1945-1896) مستند ساز روسی، از نظریه پردازان و از بنیان گذاران اولیه سینمای مستند، اصطلاح «سینما-حقیقت» (kino-pravda) را در سال 1922 برای نامگذاری فیلم مستندی که درباره چگونگی چاپ و انتشار روزنامه «پراودا» ساخته بود بکار برد. (پراودا در زبان روسی به معنی حقیقت و کینو به معنای سینما است). ورتوف چندی بعد، از این اصطلاح نه فقط برای نامیدن یک مجموعه فیلم مستند که بین سال های 25-1922 ساخت استفاده کرد، بلکه برای طراحی و معرفی شیوه‌ای در مستند سازی که از چهار چوب نظری و اصول موضوعی ویژه ای برخوردار است، نیز سود جست. ازنظریه ورتوف و اصول آن – البته با تغییرات و دستکاری هایی – در فاصله سال های 1955 تا 1975 در اروپای غربی و امریکای شمالی، مستند سازان بسیاری تأثیر پذیرفتند که مشهور ترین آنها در فرانسه ژان روش، ژان لوک گودار و پیر گورن بودند و آنها از اصطلاح سینما - حقیقت یا سینما - وریته و یا نامور توف برای بزرگداشت او استفاده کردند (ژان روش و پیر گورن نام گروه خود را «گروه زیگاورتوف» گذاشتند). همچنین بازتاب نظریه و تجارب عملی این شیوه مستند سازی ورتوف، طی دهه 1960، در سینمای مستند آمریکا به صورت مکتب سینمای مستقیم (direct cinema) یا سینمای بی واسطه در آثار آلبرت مایزلس و برادرش ادموند مایزلس متجلی شد.

معرفی و بیان تفاوت ها و شباهت های دو سبک مستند سازی «سینما – حقیقت» و «سینمای مستقیم»با توجه به اصول اولیه سینما – حقیقت ورتوف که در پی خواهد آمد، خالی از فایده نیست که پیش از آن کلیاتی در زمینه شباهت ها و تفاوت های این دو سبک مستند سازی که ملهم و متاثر از شیوه و نظریات ورتوف بودند، یعنی سینما ورینه فرانسوی و سینمای مستقیم امریکا برشمردیم:

در سینمای مستقیم درست مثل سینما حقیقت ورتوف، مستند ساز در موقعیت ناظر قرار می گیرد. (او همچون «شکارچی لحظه ها» در کمین واقعیت می نشیند!

مستند ساز سینمای مستقیم دوربین خود را در یک موقعیت پر تنش بکار می گیرد و با امید و انتظار به بروز بحران در صحنه فیلمبرداری می ماند و دخالتی در ماجرا نمی کند؛ اما مستند ساز سینما – حقیقت به شیوه ژان روش، سعی می کند که در رویداد فیلم مشارکت جوید و حتی در آن مداخله کند. (حضورش در فیلم یا صحنه آشکار است، او بر شکل گیری و تحول واقعیت تأثیر می گذارد).

مستند ساز «سینمای مستقیم» بر آن است که خود و دوربینش دیده نشود و پنهان بماند (تا آنجا که در این شیوه گاه ترجیح در استفاده از دوربین مخفی است).

مستند ساز سینمای مستقیم نقش ناظر بر ماجرا را بازی می کند، در حالیکه مستندساز سینما – حقیقت به شیوه ژان روش معتقد است که نقش محرک ماجرا را باید به عهده بگیرد.

سینمای مستقیم فلسفه وجودی خود را در وقایع از پیش آماده برای دوربین می یاب، در حالیکه مستند سازی که به شیوه سینما حقیقت ژان روس فیلم می سازد معتقد است که شرایط ساختگی (ایجاد شرایط برای دوربین) می تواند حقیقت پنهان را برای مستند ساز و یا بر دوربین آشکار کند (این اصل یا این ویژگی، به عنوان یک تناقض یا یک نقطه ضعف تئوریک، مدتی به محل مناقشه و چالش نظریه پردازان مستند سازان پیرو سینما – حقیقت ورتوف و سینما حقیقت ژان روش تبدیل شده بود.

حال ببینیم که اصول اولیه نظریه و شیوه سینما – حقیقت ورتوف آنگونه که او در نیمه نخست دهه 1920 اعلام و تجربه کرد اصالتا چه بوده است؟

اصل اول: لحظاتی از زندگی «همانگونه که هست» یا «در جریان هست» بدون دخالت مستند ساز، بدون دستکاری، بدون بازی، بدون بازسازی و بدون آگاهی سوژه

اصل دوم :«چشم سینمایی» cine eye شکار شود.

اصل سوم : اکنون نماهای شکار شده که آنها را حقایق سینمایی Cine Fact می خوانیم با استفاده از مونتاژ که ابزار اصلی بیان مستند ساز است. دارای معنا می شوند.

اصل چهارم: چنین فیلمی که مرکب از تکه های گزیده از حقایق سینمایی و شکل یافته فرآیند مونتاژ است، فیلم حقیقت film truth یا فیلم واقعیت film fact گوییم اجماع ویژگی های این روش فیلمسازی را کینو – پراودا سینما – حقیقت نامگذاری می کنیم.

اکنون لازم است برخی از برجسته ترین ویژگی های سینما - حقیقت به شیوه ورتوف را خاطر نشان کنیم:

مستند ساز سینما – حقیقت نباید برای نمایش واقعیت متوسل به صحنه پردازی شود. واقعیت را نباید برای دوربین به صحنه آورد (un-staged reality) بلکه باید با دوربین به سراغ موقعیت، به استقبال رویداد در فضای طبیعی و واقعی (profilmic real space) برود و واقعیت را در فضای خودش شکار کند.

سینما – حقیقت شیوه ای است که در آن فیلمساز بدون فیلمنامه، بدون بازیگر، بدون صحنه پردازی، بدون تمرین و تکرار برای دوربین، برای به تصویر کشیدن «زندگی حقیقی انسان ها» با هدف و تعهد اجتماعی روشن، به آدم های حقیقی و رویداد های واقعی می پردازد. این روش فیلمسازی در نقطه مقابل صحنه های نمایشی که با بازیگر و شخصیت های خیالی و یا داستان های خیالی در استودیو در فضاهای ساختگی و مصنوعی ساخته می شوند قرار می گیرد. سینما – حقیقت فضاهای ساختگی و مصنوعی ساخته می شوند قرار می گیرد. سینما – حقیقت به طور کلی از بازسازی می پرهیزد و آنرا به رسمیت نمی شناسد.

نظریه سینما – حقیقت ورتوف که نهایتاً در اواخر دهه 1920 به نظریه های پشتیبان مکتب شکل گرایان روسی ملحق شد و در بطن این مکتب تحول یافت، در عمل به خلق مستند مردی با دوربین فیلمبرداری 1929 انجامید. این تحول هایی بر محور شکل گرایی و ویکتور اشکلوفسکی نظریه پرداز شاخص مکتب شکل گرایی عجیب نمایی واقعیت واژه روسی آن: ostranenie

خوانده است که در بیشتر متون سینمایی به زبان فارسی بیگانه سازی to make strange ترجمه کرده اند؛ اما معادل دقیق و منطبقی برای این مفهوم یا این اصطلاح نیست، بلکه عجیب نمایی واژه مناسب تری است.

مردی با دوربین فیلمبرداری حاصل تلاش تجربی و نظری ورتوف در سینمای مستند و ترکیبی از این دو شیوه است: سینما – حقیقت kino - pravda و سینما – چشم یا سینما – نگاه kino - glaze




محصولات مرتبط با مقاله